بکرزایی
| بکرزایی نوعی تولید مثل در جانداران است که در آن تخمک بدون آنکه بوسیله گامت نر تلقیح شود، خودبخود تقسیم شده و به جاندار جدید ، تبدیل میشود که این نوع تولید مثل هم در گیاهان و هم در جانوران دیده میشود. |
دید کلی
در هر جاندار ، اعم از اینکه تک جنسی باشد یا هرمافرودیت ، بسیار اتفاق میافتد که نتوانند جفت مناسبی پیدا کنند. بیشتر چنین گامتهای ناموفقی پس از اندک زمانی متلاشی میشوند. اما در موارد استثنایی ، گامتهای منفرد میتوانند رشد کنند و افراد بالغ طبیعی بوجود آورند. این پدیده را بکرزایی (Parthenogenesis) گویند. از آنجا که هیچ جاندار نری در این نوع تولید مثل شرکت ندارد تا ماده ژنتیک خود را به اشتراک بگذارد، فرزندان حاصل کاملا شبیه مادر هستند و در واقع یک کلون هستند. در طبیعت کلونها در نتیجه تولید مثل غیر جنسی پدید میآیند. بکرزایی ، شکل ویژهای از کلون کردن است که به انواع تولید مثل تعلق دارد.بکرزایی در چه جاندارانی رخ میدهد؟
در بسیاری از آغازیان ، هر نوع گامت میتواند به شیوه بکرزایی رشد کند. در جانوران ائوگام ، فقط تخمکها گاهی میتوانند به این شیوه رشد کنند. از اینرو ، بکرزایی طبیعی مثلا در روتیفرها ، زنبورها و دیگر حشرات اجتماعی صورت میگیرد. و در پرندگانی از قبیل بوقلمون و مرغ خانگی نیز بندرت رخ میدهد. آپومیکسی نوعی بکرزایی است که در گیاهان رخ میدهد. در این پدیده ، جنین از طریق لقاح حاصل نمیشود. بلکه از یاختههای داخل کیسه جنینی و یا یاختههای خورش اطراف کیسه جنینی بوجود میآید. در بکرزایی گامتی که قادر به بکرزایی است، از نظر کنش تفاوتی با هاگ ندارد یعنی هر دوی آنها سلولهای زایندهای هستند که میتوانند مستقیما به فرد بالغ تبدیل شوند.
بکرزایی طبیعی
حشرات اجتماعی از جمله زنبورها ، جانورانی هستند که در آنها پدیده بکرزایی اتفاق میافتد. به این ترتیب که ، هنگامی جمعیت یک کندو زیاده از حد شود. ملکه و چند زنبور نر و چندین هزار کارگر از کلونی جدا میشوند. ملکه و زنبور نر با هم جفت تشکیل میدهند. اسپرمهای دریافت شده توسط ملکه در کیسهای واقع در درون شکم ذخیره میشوند. اسپرمهای دریافت شده از همین یکبار جفتگیری تا آخر دوره تخمگذاری ملکه باقی میمانند.
در میان تخمهایی که یکی یکی در جایگاههای شانه کندو زنبور نهاده میشوند، حتی در بدن ملکه جوان هم بعضی از آنها بارور نمیشوند. در ملکه پیری که ذخیره اسپرم خود را به پایان رسانده ، هیچکدام از تخمها بارور نمیشوند. تخمهای بارور نشده ، زنبورهای نر را میسازند. چنین رشد محروم از پدری را که معمولا در میان حشرات اجتماعی فراوان است، بکرزایی طبیعی گویند.
بکرزایی مصنوعی
در بعضی از گونههای جانداران ، با استفاده از وسایل آزمایشگاهی ، بکرزایی مصنوعی ایجاد میکنند. مثلا میتوان با فرو کردن سوزن بر سطح تخمک بارور نشده قورباغه (همراه با تدابیر دیگر) ، آن را وادار به رشد کرد. نیش سوزن بر سطح تخمک ، اثری چون نفوذ اسپرم دارد و رشد آن را سبب میشود. سرد کردن تخمک بارور نشده یا تحریک کردن آن با اسیدهای قوی از دیگر راههای بکرزایی مصنوعی به شمار میروند.
بکرزایی در روتیفرها
رده روتیفرها جز شاخه آشلمنتها یا کرم سانان رده بندی میشوند و شامل 1500 گونه هستند. روتیفرهای ماده در طول بهار و تابستان تخمکهایی تولید میکنند که بدون لقاح ، روتیفرهای ماده دیگری را پدید میآورند. این مادهها نیز بدون لقاح تولید مثل میکنند و به این روش ، نسلهای ماده متوالی حاصل میآید. در پاییز ، مادهها چند تخمی کوچکتر از بقیه میگذارند که از آنها نرهای کوچکی حاصل میآیند.
نرها میتوانند اسپرم تولید کنند که با تخمک لقاح یافته و تخم حاصل میشود که دارای پوستهای ضخیم است که میتواند شرایط نامساعد را تحمل کند. در شرایط مساعد مثلا در بهار سال بعد ، از این تخمها ، کرمهای ماده حاصل میشود. در بعضی از اقسام روتیفرها ، اصولا جنس نر دیده نمیشود و افراد همگی حاصل از رشد تخمکهای لقاح نیافته هستند که رشد بدون لقاح یا بکرزایی است.
بکرزایی در گیاهان
بذرهای غیر جنسی یا نامیزه (Ampomict) در اثر پدیده آپومیکسی حاصل میشوند. پدیده آپومیکسی نوعی بکرزایی بشمار میرود و جنینها در اثر بی نر زایی (Agamosprmy) حاصل میشوند. در پدیده آپومیکسی ، تولید مثل غیر جنسی جانشین تولید مثل جنسی در اندامهای اختصاص یافته به تولید مثل جنسی میگردد.
آپومیکسی مداوم
در این حالت ، کیسه جنینی از سلول مادری تخم حاصل میشود و دیپلوئید میباشد. اما سلول مادری تخم تقسیم میوز ناقص انجام میدهد و در نتیجه سلول تخم همانند گیاه مادری دیپلوئید بوده و جنین غیرجنسی نیز که دیپلوئید میباشد بطور مستقیم از هسته تخم و بدون عمل لقاح حاصل میشود. این حالت در گیاهانی مانند پیاز ، گل قاصدک ، سیب و تمشک دیده میشود.
بکرزایی هاپلوئید
این پدیده را آپومیکسی غیر مداوم نیز مینامند. در این حالت جنین غیر جنسی از سلول تخم زا که هاپلوئید است، بوجود میآید و نهال تولید شده نیز هاپلوئید خواهد بود. این پدیده بندرت افتاق میافتد. برای مثال در 25 هزار نهال هلو احتمال دارد که 4-3 نهال هاپلوئید مشاهده شود.
آپوگامی
در این حالت جنینهای غیر جنسی از دو سلول قرینه در کیسه جنینی مثلا در سوسن ، و یا جنین هاپلوئید از سلولهای متقاطر در کیسه جنینی مثلا در سیاهدانه حاصل میشوند.
اهمیت پدیده بکرزایی در گیاهان
از آنجایی که اکثر گیاهان تولید شده در پدیده آپومیکسی زا سلولهای پایه مادری میباشند، در نتیجه گیاهان بوجود آمده شبیه پایه مادری میباشند. در این نوع گیاهان ، تفرقه صفات کمتر مشاهده میشود. بذور غیر جنسی نیر شبیه بذرهای جنسی مراحل مختلف نونهالی ، انتقال و بلوغ را سپری میکنند. بذرهای حاصل از بکرزایی سریعتر رشد میکنند. از آنجایی که این بذرها معمولا فاقد ویروس هستند، در نتیجه نهالهای تولید شده ، عاری از ویروس خواهند بود.
بکرزایی در میان کوسه ها
دانشمندان وقوع دومین پدیده بکرزایی کوسه ها را تایید کردند. در یکی از تحقیقاتی که جمعه در مجله Fish Biology منتشر شده است، ذکر شده که تست دی ان ای نوزادی که توسط یک کوسه ماهی اقیانوس آتلانتیک حمل می شده ، نشان می دهد هیچ ژنی از طرف جنس نر وجود نداشته است!
اولین نمونه مستند تولید مثل غیرجنسی یا بکرزایی در میان کوسه ها متعلق به چکش ماهی است که در باغ وحش اوماها زندگی می کرده است. دمیان چپمن یکی از محققان این موضوع می گوید: این امر کاملاً ممکن است که یک کوسه ماده در موقع لزوم دست به عمل بکرزایی بزند.
تمامی کوسه های آکواریومی که بدون شریک جنسی تولید مثل کرده بودند، تنها یک نوزاد بدنیا آورند در حالیکه بعضی از گونه های کوسه قادرند تا 12 نوزاد و حتی بیشتر به دنیا آورند. دانشمندان هشدار می دهند که تولید مثل غیرجنسی را نباید راه حلی برای نقصان جهانی کوسه ها دانست.
چپمن می گوید: احتمال بسیار کمی وجود دارد که تعدادی کوسه ماده بازمانده توانسته باشند از طریق بکرزایی تعداد خود را افزایش دهند.
این راز در دنیای پزشکی 16 ماه پیش آغاز شد زمانی که کوسه نوک سیاهی به نام تیدبیت در آکواریوم ساحل ویرجینیا مرد. در طول هشت سال زندگی اش در این آکواریوم هیچ کوسه نری در آنجا قرارداده نشده بود.
در ماه می 2007، این کوسه به طول یک و نیم متر و وزن 43 کیلوگرم در اثر استرس و مشکلات ناشی از یک بارداری ناشناخته که در جریان چکاپ سالیانه اش مشخص شده بود، مرد. به هنگام کالبدشکافی کوسه، یک نوزاد به طول 254 سانتیمتر نیز پیدا شد که کارکنان آکواریوم را شگفت زده کرد. آنها در همان ابتدا فکر کردند این جنین حاصل یک بکرزایی یا تولید مثل عادی باشد که کوسه نر در مستندات یافت نشد. نوزاد تیدبیت تقریباً کامل شده بود و احتمال داشت که توسط کوسه های دیگر خورده شود. در آن زمان به نظر می آمد نوزاد توسط چیزی جویده شده و تست دی ان ای روی بقایای بدن او انجام شده است.
بکرزایی در میان موجوداتی از قبیل ماهی استخوانی، دوزیستها و خزندگان و پرندگان اثبات شده و در میان کوسه ها نیز مورد ظن قراردارد. جنین این کوسه ها یک ست از کروموزوم ها را دارد و کروموزوم های مادر که در هنگام تخمکگذاری تفسیم شده است، بعد از آن به هم پیوسته و یکی می شود.
غیبت کروموزم موجود در اسپرم جنس نر و تولید مثل غیرجنسی ، تنوع ژنتیکی را کاهش می دهد و دانشمندان این پدیده را برای آینده دنیای وحش زیان آور می دانند. نوزادی که از این راه بدنیا آمده مستعد ابتلا به خطر اختلالات و بیماری های مادرزادی است.
احتمال دارد که بکرزایی با توجه کاهش جمعیت کوسه ها، معمول تر شود زیرا کوسه های ماده در پیدا کردن جفت نر به مشکل بر میخورند.
بكرزايي در مارها
بكرزايي يا توليد مثل يك جاندار ماده ،بدون انجام لقاح ، تاكنون در چند نوع متفاوت از خزندگان شامل مارمولك هاي خانواده Teiidae و جنس Lacerta از خانواده Lacertidae و مارهاي خانواده Typhlopidae گزارش شده است. در تمام اين موارد جمعيت هاي ايجاد شده توسط بكرزايي ، بطور كامل از افراد نر با ماهيت ژنتيكي يكسان (كلون) تشكيل يافته اند.
هنگامي كه دكتر David shiszar از دانشگاه كلورادو دريافت كه ماري از گونة Crotalus horridus كه در آزمايشگاه او نگهداري مي شد و از زمان تولد با هيچ حيوان نري تماس نداشت، فرزنداني به دنيا آورده ، بسيار تعجب كرد. او و همكارانش متوجه شدند كه اين زاده ها شامل يك بچة زنده ، دو بچة مرده و سه تخم بارور نشده هستند. نكته عجيب تر اينكه حيوان زنده و دو بچة مرده همگي نر بودند. اين نوع بكرزايي كاملاً با آنچه قبلاً در خزندگان تك جنسي ديده شده بود، تفاوت داشت. ( اين اتفاق در ژانويه 1996 توسط دكتر Shiszar گزارش شد).
قبل از گزارش دكتر Shiszar ، تجربة ديگري در دانشگاه آريزونا توسط دكتر Schuett مشاهده شده بود كه طي آن ماري از گونة Thamnophis elegans vagrans در حالي كه به مدت ده سال در آزمايشگاه و به دور از مارهاي نر نگهداري شده بود، فرزنداني به دنيا آورد. دكتر Schuett از تكنيك انگشت نگاري DNA براي تعيين سهم DNA ي پدري در تشكيل اين فرزندان استفاده كرد. نتايج نشان داد كه تمام DNA ي فرزندان از نوع مادري است. اما تمام DNA ي مادري در اين فرزندان يافت نمي شود. لذا اين يك بكرزايي واقعي بود كه جنس نر در آن هيچ دخالتي نداشت. از طرفي فقدان بخشي از DNA ي مادري همراه با اين واقعيت كه تمام افراد نسل جديد را نرها تشكيل مي دهند، باعث شد كه دكتر schuett معتقد شود اين مورد، نوعي خاص از بكرزايي به نام بكرزايي اتوميكتيك Automictic Parthenogenesis (AP) است.
AP قبلاً در بوقلمون هاي اهلي و مرغ هاي خانگي گزارش شده بود و هميشه حاصل آن فرزنداني نر و ديپلوئيد بودند.
براي درك چگونگي بكرزايي اتوميكتيك (AP) بايد يادآوري نماييم كه در جريان تقسيم ميوز براي توليد سلول هاي جنسي ماده (تخمك) ، تقسيم بطور نامساوي انجام شده و در نتيجه يك سلول هاپلوئيد بزرگ و سه سلول هاپلوئيد كوچك (گويچه هاي قطبي) حاصل مي شود.
در (AP) دومين گويچة قطبي (كه در جريان دومين مرحلة ميوز همراه با تخمك حاصل مي شود) همانند يك اسپرم عمل كرده و دوباره وارد تخمك مي شود، يعني تخمك خودش را بارور مي كند. از آنجا كه اين گويچة قطبي داراي ذخيره ژنتيكي كاملاً يكساني با تخمك است و از تقسيم يك سلول هاپلوئيد كه در اولين مرحله ميوز ايجاد شده بود، بوجود آمده است ، پس فقط نيمي از انواع كروموزوم هاي سلول مادري در تشكيل سلول تخم شركت دارند. به همين دليل انگشت نگاري DNA ي فرزندان حاصل از AP فاقد برخي از نوارهاي DNA ي مادر است. اما چرا تمام فرزندان نر هستند؟ مي دانيم كه در پستانداران افراد داراي كروموزوم هاي جنسي XX ماده و افراد XY نر هستند. اما در دياپسيدها (diapsids) مانند پرندگان مارمولك و مارها كه داراي بكرزايي هستند، ماده ها داراي دو كروموزوم جنسي ناهمسان (ZW) و نرها كروموزوم هاي جنسي يكسان (ZZ) دارند. در جريان بكرزايي اگر تخمك و گويچة قطبي همراه آن هر كدام داراي يك كروموزوم (Z) باشند. از لقاح آنها يك جانور نر حاصل مي آيد و اگر هر دو (W) داشته باشند، سلول تخم حاصل (WW) ، زيستا نخواهد بود. دليل بالا بودن تعداد تخم هاي ناقص در بكرزايي نيز همين است.
"دو سوسمار عظيم ماده در انگليس بدون جفتگيري تخمگذاري
كردند"
مسئولان دو باغوحش در "چستر" و نيز "لندن" در انگليس از باردار شدن نوع ماده از سوسمار عظيمالجثه موسوم به "اژدهاي كومودو" در اين باغوحشها در غياب نوع نر اين جانوران، شگفتزده شدهاند.
به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، يكي از اين سوسمارهاي خزنده در ماه مه ۲۵تخم گذاشت كه هفت عدد از آنها باقيمانده و نوزادان به زودي از آنها متولد ميشوند و اژدهاي كومودي ديگر، چندي پيش تخمگذاري كرده و چهار نوزاد از تخمهاي او خارج شده بودند.
پيش از اين باردار شدن برخي ديگر از انواع خزندگان ماده بدون تماس با نوع نر آنها در پديدهاي به نام بكرزايي( (Parthenogenesisمشاهده شده بود اما اين نخستين باري است كه مشاهده ميشود "اژدهاهاي كومودو" بدين شكل باردار شدهاند.
زيستگاه اصلي اژدهاهاي كومودو كه به برخورداري از هوش بالا در ميان تمامي انواع خزندگان مشهورند، كشور اندونزي است. اين جانداران بزرگترين خزندگان جهان محسوب شده و جزو معدود جانداراني هستند كه هيچ موجود زنده ديگري آنها را شكار نميكند.
كرزايي پديدهاي است كه در آن جنين درون تخم در شكم مادر و بدون نياز به دخالت نوع نر ايجاد ميشود. اين نوع باروري پيش از اين در هفتاد نوع خزنده از جمله انواعي از مارها و مارمولكها مشاهده شدهاست. محققان انگليسي هنوز نميدانند كه آيا اژدهاهاي كومودو در گذشته نيز از اين توانايي برخوردار بوده و يا اينكه با توجه به زندگي در اسارت و با نوعي تكامل، بدين توانايي دست يافتهاند.
سوسمار كومودوي ساكن باغوحش "چستر" هشت سال سن دارد و از آنجا كه در اسارت بدنيا آمده و در تمام طول حيات خود در كنار خواهرش زندگي كرده، در هيچ زمان با هيچ سوسمار كومودوي نري در تماس نبودهاست. اين سوسمار در ماه مه ۲۵تخم برجاي گذاشته بود كه هماكنون هفت عدد از آنها باقي مانده و به زودي نوزادان كومودو از اين تخمها خارج ميشوند.
ررسي ژنتيكي جنين موجود در تخمهاي شكسته شده اين سوسمار نشان دادهاست هر چند اين جنينها دقيقا همتاي ژنتيكي مادر خود نيستند اما ديانآي آنها از هيچ كومودي ديگري به غير از مادر آنها مشتق نشدهاست.
به گفته دكتر ريك شاين پروفسور زيستشناسي تكاملي دانشگاه سيدني در استراليا، به نظر ميرسد اين سوسمارها در روند تكامل خود به اين توانايي دست يافتهاند كه در صورت نبود نوع نر براي جفتگيري طبيعي، انواع ماده آنها به تنهايي باردار شده و تخمگذاري كنند و اين درحالي است كه ساير موجودات بكرزا قادر به باروري از طريق جفتگيري طبيعي انواع نر و ماده خود نيستند.
هماكنون تنها حدود ۴هزار عدد از اين نوع سوسمار در حيات وحش جهان باقي ماندهاست و به نظر ميرسد اين خزندگان براي نجات نسل خود به بكرزايي در كنار جفتگيري طبيعي، روي آوردهاند.
آیا از نظر قرآن بکرزایی ممکن است؟
بکرزائی در آئینهی علم
تصور ولادت فرزند بدون دخالت پدر، اگر در گذشته باور کردنی نبوده اما امروز از نظر علوم زیستی ممکن است.
امروزه با پیشرفت علم، بحثی مطرح شده، به نام «تولید مثلهای غیرمزدوج». یعنی تولیدی که در آن فرد ماده، ظاهراً بدون تماس با فرد نر، بارور میشود. و شواهدی از این قبیل باروریها را ذکر مینمایند. و نیز از نظر علمی نشان میدهند که در نوع انسان هم بعضی از زنها ذوجنبتین (دارای دو جنبه) میباشند یعنی ساختمان درونی خاصی دارند که خود به تنهایی قادر به تولید فرد جدید میباشند، این ویژگی را در اصطلاح «نرمادگی» و چنین زایشی را «بکرزایی» میگویند، که بیشتر، در زنها بروز میکند. چنین زنهایی ممکن است علاوه بر داشتن غدههای تناسلی مختلط، بعضی از صفات ظاهری مردها مانند موی صورت را نیز دارند
همچنین افرادی دیده شدهاند که در آنها لزوماً «اسپرماتوژنزیس» همراه با «اوول اسیون» و قاعدگی وجود داشته است
بکرزائی در نوعی از حشرات مانند شته و بعضی از جانداران مانند ستارهی دریایی و کرم ابریشم وجود دارد که بدون عمل لقاح رشد و نمو خود را شروع میکنند. و جانداران ذرهبینی، مانند: باکتریها و ویروسها تولید مثل بدون لقاح دارند. حتی «فیلدوکسرا و استاتریکس» میتواند تا 10 نسل بدون دخالت نر تولید مثل کند.
قورباغهها نیز میتوانند، بکرزائی داشته باشند
حتی برخی نویسندگان نام افرادی را ذکر کردهاند که بدون تماس با مرد، باردار شدهاند: برای مثال: خانم «امی ماری جونز» فرزند بدون پدر به دنیا آورد. پزشکان بعد از آزمایشات به این نتیجه رسیداند که در خون دختر او (مونیکا) کوچکترین علامت یا اثر مرد خارجی وجود ندارد
با توجه به اینکه بکرزایی در میان حشرات و باکتریها اثبات شده است و اگر در مورد انسان نیز اثبات شود
صاحب نظران میگویند: وجود شخص دو جنسی حقیقی، که دارای بافتهای بیضه و تخمدان باشد میتواند بدون تماس، تولید مثل نماید، در حالی که در تاریخ بشر چنین افرادی به ندرت دیده میشوند و حالت عادی و طبیعی ندارد بلکه استثناء است.
زایمان حضرت مریم(س) بکرزایی یا معجزه در نگاه قرآن
موضوع باروری و بارداری حضرت مریم(س) از مسائل پر سر و صدا و پر گفتگوی تاریخ بشر است. نه تنها قرآن به مسئلهی باردار شدن حضرت مریم(س) بدون تماس با مردی اشاره کرده، کتاب انجیل نیز به این مسئله پرداخته و آن را معجزهی الهی میداند.قرآن کریم در سورهی مریم، به بیان داستان تولد حضرت عیسی(ع) پرداخته و میفرماید:
«ما روح خود (جبرئیل) را به سوی او فرستادیم تا به شکل بشری خوش اندام بر او نمایان شد. مریم گفت: اگر پرهیزگاری، من از تو به خدای رحمان پناه میبرم. گفت: من فقط فرستادهی پروردگار توام، برای اینکه به تو پسری پاکیزه ببخشم. گفت: چگونه مرا پسری باشد با آنکه دست بشری به من نرسیده و بدکار نبودم؟ گفت: فرمان چنین است. پروردگار تو گفته که آن بر من آسان است، تا او را نشانهای برای مردم و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم. پس حضرت مریم(س) حضرت عیسی(ع) را آبستن شد.»
آیه بیان گر آن است که حضرت عیسی(ع) از طریق معجزهی الهی و قدرت ماوراء طبیعت به دنیا آمد، و طبیعت و امور عادی یا بکرزائی، در تولد حضرت عیسی(ع) نقشی نداشته است.
تعبیر «َکَانَ أَمْراً مقْضِیّاً» اشاره به ارادهی خداوند، و قضا و قدر او دارد که حضرت عیسی(ع) متولد شوند و تعبیر
«وَلِنَجْعَلَهُ آیَةً لِّلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا»؛
«تا او را نشانهای برای مردم و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم.»
نشانگر خارق العاده بودن تولد و معجزه بودن آن است
البته این مطلب بدان معنا نیست که عیسی بدون علت بوجود آمده است، بلکه علت وجودی او، مریم و روح الهی بود که در وی دمیده شد. هر چند برخی تلاش دارند تولد حضرت عیسی(ع) را «بکرزائی» بنامند. اما با ظاهر آیه سازگار نیست.
